۳۴۲۳)زَمَ :مرا زده است
۳۴۲۴)نَزِنیم :مرا نزنی
۳۴۲۵)نَزِنیش :او را نزنی
۳۴۲۶)نَزِنیشُ :آنها را نزنی
۳۴۲۷)زِمُ :زمان
۳۴۲۸)مُفتِم :می خوابم
۳۴۲۹)مُفتیمُ : می خوابیم
۳۴۳۰)مُفتی : می خوابی
۳۴۳۱)مُفتی : مجانی
۳۴۳۲)مُفتی روش : روی آن می خوابید
۳۴۳۳)وِر چُمِسِ : پیچ خورده است
۳۴۳۴)سیت بیارِمِشُ : برای تو آنها را بیاورم
۳۴۳۵)نِصمِشو :نصف آنها
۳۴۳۶)مَنِس : مانده است
۳۴۳۷)نَمَنِسَ : نمانده است
۳۴۳۸)نَمَنِسیت : نماندید
۳۴۳۹)مَنِسِنَ : مانده اند
۳۴۴۰)پِنَمِسْ : باد کرد
۳۴۴۱)پِنَمِسَ : باد کرده است
۳۴۴۲)پورِسَ : سر جای خود قرار گرفته است
۳۴۴۳)کِرپِسَ :بسته شده است.قطع شده است
۳۴۴۴)لارکِسَ : التماس کرده است
۳۴۴۵)لارکَ لورکَ :التماس
۳۴۴۶)دِرو مِرَن : دارند می روند
۳۴۴۷)مِنِمِش دِ دَلق : آن را در پلاستیک می گذارم
۳۴۴۸)سَگدَ کِد : سکته کرد
۳۴۴۹)رو اولا : آنطرف برو
۳۴۵۰)هی رو وَ : روی آن است
۳۴۵۱)گیسِنانِش : روشنش کردند
۳۴۵۲)رِپِسَ : افتاده است..از حال بد .خوابیدن
۳۴۵۳)رَسِسَ : رسیده است
۳۴۵۴)رَسِسِنْ : رسیدند
۳۴۵۵)رَسِسِنُ : رسیدند
۳۴۵۶)تُرشِسَ : ترشیده است
۳۴۵۷)رِختِنوییش : آن را ریختی
۳۴۵۸)رِختِسَ : ریخته شده است
۳۴۵۹)سُختِسَ :سوخته است
۳۴۶۰)سُختِناشَ : آن را سوخته است
۳۴۶۱)سُختِنامُ : ما را سوخت
۳۴۶۲)هُفتِناشْ : آن را خواباند
۳۴۶۳)هُفتِسَ : خوابیده است
۳۴۶۴)بُرِسَ : بریده شده است
۳۴۶۵)بُریش : آن را برید
۳۴۶۶)بُرینِشُ : آنها را بریدند
۳۴۶۷)بُرِسِنَ : بریده شده اند
۳۴۶۸)نُرِسِنَ : بریده نشده اند
۳۴۶۹)دِرِسْ : پاره شد
۳۴۷۰)دِرِسَ : پاره شده است
۳۴۷۱)چَکِسَ : آماده جفت گیری شده است.برای حیوانات به کار می رود
۳۴۷۲)پِرِس دِش : در آن پرید
۳۴۷۳)نِشِسَ : نشسته است
۳۴۷۴)نیشِسَ : نشسته است
۳۴۷۵)نیشِناش : آنها را نشاند
۳۴۷۶)پِلکِس دِش : کل بدنش را فرا گرفت
۳۴۷۷)پِلکِس دِ گِل : گل تمام بدنش را گرفت
۳۴۷۸)هُونَ مینجویی : خانه وسطی
۳۴۷۹)مینجا قِلا : وسط خانه
۳۴۸۰)مینجویی بی :وسطی بود
لغات و اصطلاحات لُری.تا لیف: حسن سهرابی
#حسن_سهرابی
@loghatelori
@bazizagros
Loghatelori.blogfa.com
برچسب:
نویسنده: نوید اسماعیلی