شب یلدا را درمنطقه ما «شو چِلّهَ» » مینامند، این شب سالهای طولانی است که در مناطق زاگرس نشین عزیز شمرده می شود.
«شو چِلّهَ » همواره در طولانیترین شب سال یعنی شب اول زمستان بادر کنار هم بودن جشن گرفته می شد.
این شب طولانیترین شب سال است ، مردمان این دیار زمستان را بدین ترتیب قسمت می کردند: اول دی ماه تا دهم بهمن ماه را چِلّهَ بزرگ (چله گَپَه)گفته و از دهم بهمن تا اول اسفند ماه را چِلّهَ کوچک(چله کُشکه) .
چهار روز آخر (چله گَپَه)َ و چهار روز اول (چِلّهَ کُشکَه)را (چهار چهار) یا(چارچار) میگویند که به گفته قدیمی ترها سرمای این هشت روز پیر زن ها را کنار تنور و بچه ها را در قنداق منجمد میکند(دایا نِ دٍکُل تنور و بچه نِ دِ قُناقَه) .این شب فقط یک دقیقه از لحاظ زمانی از تمامی شبها بلند تر است، اما همین یک دقیقه بهانهای است برای یک رسم کهن و یک آیین ماندگار در کنار هم ماندن و دوست داشتن و دوست داشته شدن که در آن خانوادهها در شب سرد سال با دور هم جمع شدن و خوردن نوشیدنی، میوه و شیرینی و کشمش و مویز و گردو،گندم و شاهدانه ، این شب را به سحر میرسانند.
این شب با شکوه هرچه تمام تر در بین خانوادهای اقوام مختلف (مخصوصا قوم بزرگ لر) برگزار میشد به نحوی که در این شب همه اقوام و فرزندان در منزل بزرگ و پیر خانواده یا بزرگتر فامیل جمع می شدند.
در شب یلدایا شو چِلّهَ رسم بر آن بوده که غذایی سنتی مثل آبگوشت ، درست می کردند . و خود را سرگرم بازیهای دسته جمعی و بومی کردند.(شاه وزیرَکی،تِلَه بازی و ...)
بزرگ فامیل(گَپ فامیل) با لحنی جذاب و محلی قصههای کهن(مَتَل)و بیشتر شاهنامه را در زیر کُرسی برای جمع تعریف میکرد .بر خلاف امروز در شب چله همیشه برف زیادی بر زمین نشسته بوده است و این سپیدی خود باعث سپید تر شدن دلها می شد.در روستای بیان مرحوم مشهدی لطیف بیشتر به داستانسرایی می پرداخته است.روح تمامی در گذشتگان این دیار شاد و همنشین خوبان باشد.
@rostaybayan
گرداورنده:حسن سهرابی
برچسب:
نویسنده: نوید اسماعیلی